محمدصادق نجمى

100

حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )

گرفت وبه شدّت مجروح گرديد . « 1 » ابن إسحاق در شهامت پيامبرخدا صلى الله عليه وآله مىنويسد : آن حضرت هنگامى كه در ميان عدّه‌اى از صحابه در اثر شدّت جراحات بىحال افتاده بود ، گروهى از مشركان به سرپرستى خالد بن وليد از كوه بالا رفتند . پيامبرخدا صلى الله عليه وآله با مشاهدهء آنان گفت : « أَللّهمَّ لا يَنْبَغي لَهُمْ أنْ يَعْلُونا » ؛ « خدايا ! سزاوار نيست كه مشركان در جايگاه بالاتر از ما مسلمانان قرار گيرند . » همين توجّه وگفتار پيامبرخدا موجب گرديد كه عدّه‌اى از مسلمانان به گروه مشركين حمله بردند واز كوه سرازير كردند ومتفرقشان ساختند . « 2 » به هر حال در أوج شدّت جنگ ، يكى از مشركين به نام عبداللَّه بن قميه پيامبرخدا را با سنگ مورد أصابت قرار داد ودر اثرِ آن ، پيشانى وبيني آن حضرت به شدّت مجروح شد ودندانش شكست ولب مباركش شكافت . ابن إسحاق مىگويد : در اين حال كه پيامبرخدا صلى الله عليه وآله خون از صورتش پاك مىكرد ، چنين مىفرمود : « كيف يفلح قومٌ قد خضبوا وجه نبيّهم وهو يدعوهم إلى رَبِّهِم » . « 3 »

--> ( 1 ) . ابن أثير مىنويسد : « وقاتل رسول اللَّه بأُحُد قتالًا شديداً فرمى بالنبل حتّى فني نبله وانكسرت سيّة قوسه » ، كامل ، ج 2 ، ص 109 ونيز بحارالأنوار ، ج 20 ، ص 144 ( 2 ) . ابن هشام ، سيره ، ج 3 ، ص 32 ( 3 ) . همان ، ج 3 ، ص 28 ؛ وفاء الوفا ، ج 1 ، ص 290